Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

Imperfect journey of a musician

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تمرین پیانو» ثبت شده است

عید اونطور که فکر میکردم پُر ملات نبود. تمرین کردم ولی حقیقتا اونطور که دلم میخواست، نه. الآن فکر میکنم یعنی سالِ جدید هم قرار نیست به دلخواه خودم برسم؟ البته که این "دلخواه" گاهی زیادی دست نیافتنی هست اما یک سری برنامه ها، اهداف و مسیر هارو که آدم دوست داره توش قدم بذاره اون قدرا دور از ذهن نیست. به چند سال پیش فکر میکنم که چطور از عید (فکر میکنم عید 95 یا 96) به این طرف تمریناتم، ساعتش از 2 الی 3 ساعت رسیده بود به راحت 4 ساعت یا بیشتر. حقیقتا 2 ساعت به بعد تازه دستم گرم میشد. ولی خب وقتی به اون موقع ها فکر میکنم، ساعت تمرین زیاد بود، اما کیفیت کار زیاد نبود شاید. بماند از آموزش های اشتباه و مسیری که بار من توش کج بود و مقصدی نداشت. و الآن میبینم که شاید توی تمریناتم، هدف گذاری دارم؛ و هر روزی که تمرین میکنم به یک دردِ نوازندگی و موسیقی میرسم؛ یک روز اسپاسم دست چپ، یک روز قطعه ای که باید تحویل بدم، یک روز قطعه ای که آماده است رو برای اجرا آماده می کنم. و هر روز به نوعی. اما اون ساعت تمرینی که میخوام، به اون هنوز نرسیدم. و دوست ندارم امسال هم مثل سال قبل بگذره، با فورجه دادن و کوتاه اومدنِ نسبت به تنبلی های خودم. ضمن اینکه امروز سیزدهم عید هست و فکر میکنم تغییری هم شروع شه، باید تا الآن شروع می شد یا اینکه مِن بعد کوتاه نیام!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۲۲
میم. الف - Fa

نمیدونم؛ اینکه هر روز بیام بنویسم «تمرین امروز عالی بود ...» داره کلیشه میشه. تمریناتم خوبه. دیگه حقیقتا مثل سالها قبلتر که جدی ساز میزدم، مثل الان اما با زمان بیشتر و بازده کمتر، از تمریناتم ناراضی نیستم. قبلا اینطور بود با اینکه 5 ساعت ساز میزدم (بهتر بگم سر و صدا میکردم) باز نتیجه ای نداشت؛ بماند معلمِ دوزاری که داشتم. البته تو آموزش دوزاری بود واگرنه زبونِ چربی داشت که دانشجو های هنر هم خر میکرد. به قول تراپیستم این دخترک های دانشجو که بعد از این سالها، که حتی منم فهمیدم این آدم چطوری هنرجو رو بازی میده، همچنان شاگردش مونده بودن (و الان هم هستن یک سری) بخاطر Daddy Issues و این چیزا بود. به نظرم منطقی بود، کدوم دختریه که دلش محبت های یک "استاد(نما) ی مهربون و چرب زبون" رو نخواد. همونطور که برخی پسرها از لاس زدن با زن های سی ساله (مادر ایشو) اوج لذت رو میبرن. 

ولی خب نسبت به اون زمان، این دوره از تمریناتم حس خوبی بهم میده. چون میدونم در مسیر درست هستم. وقتی تو اکانت گوگل، فیلم های سالهای قبل (96 97) رو میبینم و گوش میکنم، و فایل های حتی 1400 و 1401 رو گوش میکنم و قیاس میکنم. متوجه تفاوت داستان میشم. ضمن اینکه از سال 1400 من تنها 38 جلسه بیشتر کلاس ساز نداشتم ولی آموزه هام به گونه ای بوده که مشکلات گذشته ام حل شدن، چیزایی جدید رو یاد گرفتم و الان کیفیت کار رو دارم ذره ذره بهتر میکنم. استاندارد تر. این روزا راستش اصلا احساس نمیکنم تمرین و بقیه عمرم دو معقوله ی متفاوت باشن. هر دو در هم تنیده هستند. 

و این مشغولیت ها حس خوبی به آدم میده. زنده ام. و مهمتر از همه، علاوه بر هدفم، خودم، برای یاسِ ارغوانی زنده ام. 

پ.ن: پوتوس منو یادت نره.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۰۲ ، ۲۲:۲۸
میم. الف - Fa