Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

Imperfect journey of a musician

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Recording» ثبت شده است

روز پنجشنبه، روزِ «ضبط» بچه ها بود. تقریبا به همه شون یه قطعه حداقل داده بودم ولی تعطیلات عید، امان نداده بود برای تمرین و فقط چهار نفر آماده ضبط بودن و فیلمشون رو گرفتم؛ که یه مونتاژ کوچیک انجام شد و روی دی وی دی آماده برای تحویل به بچه هاست. و این تجربه خوبی بود. فرصت اجرا، اونطور که باید فراهم نیست، سالی یه بار اگه آموزشگاه سالنی اجاره کنه و برای بچه ها اجرا بذاره. ولی خب این دوربین و این ساز، یه شبه اجرا براشون بود. همینکه از همین تمرین های کتاب «قرمز» آماده شن تا بدون اشتباه، تر و تمیز اجرا کنن اولین قدم مثبت برای من تو کلاس بود. از جوجه 8 ساله کلاس، تا پسر نوجوان 13 ساله ای که "آلبوم جوانان" از «شومان» رو اجرا کردن. و برای مرجله بعدی فکر میکنم اواسط یا آخرای تابستون اگه امکانش بود براشون یه کلاس گروهی بذارم تا جلوی همدیگه اجرا کنن. اگر ستار میگه نیاز جویبار به جاری بودنه، نیاز یک نوازنده به اجرا کردنه. حتی «گولد» هم که از اجرا کناره گیری کرد و به ضبط رو آورد باز تجربه اجرا داشت. در نهایت کلاس این هفته بعد از تعطیلات خیلی انرژی بهم داد. به علاوه هنرجو جدیدم که دخترک 9 ساله ای هست ولی بسیار باهوش و منضبط. 

از کلاس دیروز خودم بنویسم، با اینکه قطعاتم آماده نبود، نه «شوبرت» به اجرا رسیده نه تونستم حتی "سوئیت"ِ «باخ» رو درست و حسابی تمرین کنم، فردا هم سلفژ دارم و باز هم تمریناتی هست که باید انجام بدم. در نهایت زندگی بالا و پایین هاشو داره و نمیشه همیشه اونطور که آدم دلش میخواد، بدرخشه. ولی خب قناعت میکنم، دارم تلاشمو میکنم، تو سال جدید که از دوم فروردین تا امروز تنها یک روز بدون تمرین بوده، طبق نوشتار های جدولِ "صد روز" ولی باز هم بالاخره هر روز، به صرف نیم ساعت تا یک ساعت تمریناتی داشتم. 

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۰۳ ، ۱۴:۳۹
میم. الف - Fa

دیروز آخرینِ کلاسِ سال چهارصد و دو بود. برعکس هفته گذشته که بی حوصلگی کمی غلبه کرد، انرژی خوبی گذاشتم. هنرجو های گرامی هم خوب رسوندن خودشون رو. از جوجه 8 ساله که چقدر خوب درس 18 کتاب قرمز رو برام آورد تا بچه های بزرگتر که هرکدوم خیلی خوب تمرین میکنن. حتی برای بی انگیزه ترین شون هم انگار کلاس، بدل شده به یک کلاس مفرح و دست خالی نمیان. برای عید هم حسابی بهشون تکلیف دادم و البته قطعاتی رو براشون تعیین کردم، هر کدوم بسته به تواناهایی هاشون که چند تا آماده کنن و کدوم هارو آماده کنن، تا اولین جلسه بعد از عید ازشون فیلم بگیرم. دوست داشتم بتونم یه ضبطِ خوب بگیرم، با کارت صدا و میکروفون ولی دم و دستگاهشو ندارم و این فیلم هم اگه بتونم با یه دوربین خوب بتونم از کسی قرض بگیرم برای چند ساعت تا ازشون ضبط کنم. فکر میکنم انگیزه خوبی میشه. وقتی به یکی از دوستام میگفتم که راجع به خودِ "موسیقی" باهاشون حرف میزنم انگار چیز عجیبی بود. ولی نتیجه های جالبی داشته. "کنسرت جوانان" برنشتاین رو که میدیدم، حرف هایی که میزد و سوال هایی که مطرح میکرد مبنای این بخش از کار من بود. همین گفتگو های کوتاه میان کلاس یا اواخر کلاس، که «موسیقی چیه؟» یا «مقصود از موسیقی چیه» تاثیر های مثبتی گذاشت. حداقل من توقع نداشتم که prodigy بدل بشن اما توقع این تغییرات کوچیک هم نداشتم فقط یک آزمایش بود برام ولی دوست داشتم نتیجه اش رو. چند مدتی نگرانِ برنامه ها بودم. مثلا تا چه مدت باید اصلا چیکار کنم اما الآن انگار اینکه هرجلسه چی بدم بهشون اونقدر مهم نیست، اینکه اخلاقم چطور باشه مهمه بیشتر. و ضمن اینکه نگران اینم نیستم که کی چه فکری میکنه وقتی هنرجو هایی که اشتباهات فاحشی توی تمرینات کتاب های کلیشه ای داشتن، چطور الآن خودشون متوجه میشن و درستش میکنن یا سر کلاس آماده میان. 

دی ماه به کلاغ میگفتم دوست ندارم سال تموم شه و من شروع به درس دادن تو آموزشگاه نکرده باشم؛ امسال رو با 6 جلسه کلاس تموم کردم و سال جدید رو هم تو نوازندگی خودم پر قدرت پیش میبرم، اما هنرجو هامو خیلی دوست دارم پیشرفتشون رو ببینم. حتی فکرم بود آخرای تابستون یه وُرکشاپ کوچیک بذارم و بچه ها جلوی همدیگه دست به ساز بشن. اما خب تا اون موقع ببینیم چه پیش می آید!!

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۰۲ ، ۱۶:۵۰
میم. الف - Fa