Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

Imperfect journey of a musician

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Practice Journal» ثبت شده است

عید اونطور که فکر میکردم پُر ملات نبود. تمرین کردم ولی حقیقتا اونطور که دلم میخواست، نه. الآن فکر میکنم یعنی سالِ جدید هم قرار نیست به دلخواه خودم برسم؟ البته که این "دلخواه" گاهی زیادی دست نیافتنی هست اما یک سری برنامه ها، اهداف و مسیر هارو که آدم دوست داره توش قدم بذاره اون قدرا دور از ذهن نیست. به چند سال پیش فکر میکنم که چطور از عید (فکر میکنم عید 95 یا 96) به این طرف تمریناتم، ساعتش از 2 الی 3 ساعت رسیده بود به راحت 4 ساعت یا بیشتر. حقیقتا 2 ساعت به بعد تازه دستم گرم میشد. ولی خب وقتی به اون موقع ها فکر میکنم، ساعت تمرین زیاد بود، اما کیفیت کار زیاد نبود شاید. بماند از آموزش های اشتباه و مسیری که بار من توش کج بود و مقصدی نداشت. و الآن میبینم که شاید توی تمریناتم، هدف گذاری دارم؛ و هر روزی که تمرین میکنم به یک دردِ نوازندگی و موسیقی میرسم؛ یک روز اسپاسم دست چپ، یک روز قطعه ای که باید تحویل بدم، یک روز قطعه ای که آماده است رو برای اجرا آماده می کنم. و هر روز به نوعی. اما اون ساعت تمرینی که میخوام، به اون هنوز نرسیدم. و دوست ندارم امسال هم مثل سال قبل بگذره، با فورجه دادن و کوتاه اومدنِ نسبت به تنبلی های خودم. ضمن اینکه امروز سیزدهم عید هست و فکر میکنم تغییری هم شروع شه، باید تا الآن شروع می شد یا اینکه مِن بعد کوتاه نیام!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۲۲
میم. الف - Fa

شاید این عید اون قدرا به خودم سخت نگرفتم. به خودم فرصت دادم. امروز که قسمت جدیدِ "جافکری" منتشر شد، انگار مناسبت داشت با حال و روز من. گاهی انگار تو زندگی همه چیز دست به دست هم میده تا بتونی سرپا باشی. در صورتی که همین "جافکری" هم من چند هفته ای میشه گوشش نکرده بودم تا نوتیفیکشن امروز. در هر صورت آروم تمرین میکنم. ولی نیاز دارم به یه محرک قوی. مثل یه تلنگر. به خودم چند سال پیش چند سالی فورجه دادم. و الآن که میبینم از مراحل و دیوار ها قبل عبور کردم، نیاز دارم تا وارد مرحله جدیدی بشم. نیاز دارم یه تکونی به خودم بدم. عید تموم شد، وارد سال شدیم علنا ضمن اینکه پنجشنبه به بعد دوباره کلاس هام برگزار میشه، ضمن کلاس های خودم و منی که تکالیف سلفژم رو هنوز بدون ریتم میخونم، ولی در نهایت حس میکنم این «تمرین های آوازی» چقدر جالب میکنم همین کانتات رو. حس میکنم یه آوازه خوان نو شکفته شدم؛ یه دریچه جدید هست این کتاب برام. بماند که روش های تمرینِ استاد رو در ساز هم پیش گرفتم، با ساعات تمرین کم اما حس خوبی بهم میده. امروز که "شوبرت" تمرین میکردم، دشیفر های اولیه با اینکه مدتی هست این قطعه زیر دستمه ولی برای اولین بار، با اینکه قبلا همین قطعه رو هزاران بار گوش دادم، ولی سعی کردم با دیدِ فرماتیک بهش نگاه کنم. و روندی که داره. چقدر این "زمان" معنا بخشه، به هنری مثل موسیقی که انگار برای مدتی، بین میزان ها و پنج خط و صدای حاصل غرق میشی. و مسئله اجرا ... به قول "روبنشتاین" که میگفت: Everybody knows how to play, but a few know how to perform!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۰۳ ، ۲۳:۳۶
میم. الف - Fa

... ساعت 9:30 شب.

امروز رفتم سراغ یکی از نت هایی که استاد بهم داده بودن زیراکس کردم و کمی باهاش سر و کله زدم. از نظر های مختلف تمرینش کردم. چون قطعه پیچیده ای نیست، ایده های پایه ای رو راحت روش پیاده کردم. «همواره لگاتو» نواختن، پیدال گیری، جمله بندی، بیان، هارمونی و سیکل آکوردی. آهنگ Feelings از موریس آلبرت، که اندی ویلیامز هم بازخوانی کرده، و من این آهنگ رو خودم آرانژمان کرده بودم ولی این تنظیمِ جَز (تَری) هست و البته خوشگل تر از مال خودم. و در کنارش گام فا-دیز مینور (هارمونیک) رو در چهار اکتاو وضعیت باز و بسته با مترونوم سیاه=108 تمرین کردم. ایرادات دستم، هنگام گام نوازی مشخص میشن معمولا؛ انقباض روی نقاطی که استاد از جلسات اول گفته بودن و انگار تا آخر عمر باید رعایت شن. آناتومی. درسی که از قضا در کنسرواتوار های خارج درس میدن. تکنیک هم منطقی و با استدلال آموزش میدن و قابل فهم تره. من خودم تجربه شو داشتم. معلم درِ پیتی که ساز زدن بلد نبود و ادعا کردن خوب بلد بود. و خب منِ احمق نمیفهمیدم از آدمی که ساز زدن بر نمیاد چطور پیانیست قراره تربیت کنه؟ کاری نداریم! همین قطعات ساده و پاپ هم آموزش های خیلی خوبی به آدم میدن. تا زمانی که کنجکاو باشی، از یک میزان هم دنیا مطلب و نکته میاد بیرون.

و سلفژ ... در مرحله خوبی هستم. خودم میفهمم فالش میخونم. این یه قدم جدید و مثبته؛ همیشه میگن اولین قدم آگاهی هست. اینکه خودم میفهمم فالش هستم و گه گاه درست میرسونم به فرکانس و ژوست میخونمش، برای من تو این مدت پوئن خیلی مثبتی بوده. تا درس 10 جزوه تمرین داده بود استاد این هفته و فواصل هست. روی گام مادر (دو ماژور) و از جلسه بعد، فردا، فکر میکنم مرحله جدیدی شروع شه. و حس خوبی دارم. حتی اگه اونقدرا خوب نباشم هنوز... اما در مسیرم. این خودش برای من حس خوبیه! ولی رضایتمند نیستم! باید بهتر و بهتر و بهتر شم! 

و برنامه دیوانه وارِ تمرینی که در پیشِ رو هست، احتمالا از این هفته تا عید، منو مستحکم تر میکنه تا سال بعد بتونم ساعت تمرینمو با 4 و حتی 5 ساعت برسونم! در واقع «4 و 5 ساعت مفید!»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۰۲ ، ۲۱:۳۱
میم. الف - Fa