امروز رو میتونم روز ایراد گیری بذارم. از شروعِ صبح، دفتر و کار فقط اینکه مونتاژ ها درست باشن چیزی از قلم نیوفتاده باشه. تا خونه، تمرین ساز که اشکالم تو یه گام ساده (سل ماژور) باعث شد که بخوام ریشه یابی کنم (چون وقتی این گام فقط با یک علامت ترکیبی، رو نمیتونم با اون استاندارد مورد نظر بزنم) و این ریشه عمیق و عمیق تر شد. و الان مرحله تمرین رو باید طی کنم.
یک چیزی که در ژورنال (فیزیکی) نوشتم: اینکه مترونوم رو از تمرین جدا نمیکنی عالیه اما آهسته تمرین کردن رو باید یاد بگیری!
امروز صفحه اول انوانسیون دو صدایی شماره یک (دو ماژور) رو شروع کردم. ذهنم خیلی ضعیف شده. البته شایدم متفاوت پردازش میکنه چون، با اطلاعات کمی از کنترپوانِ بی سر و تهی که خوندم یه هفته، و توضیحات اولیه نشر کتاب (که آنالیز فرم هست) خیلی کمکم کرد دید متفاوتی داشته باشم. از تاکید ها، تاچ و لمس و بیان. و تاکید ها گفتم!!
از چیزای جدیدی که امروز بهش رسیدم؛ اینکه تئوری، هنر، تکنیک هم هدر هم تنیده هستن، زمانی که هنگام گام نوازی، تاکید روی ضرب های میزان رو اجرا کردم، با سرعت نسبتا آهسته ولی انگشت هامو دقیق کنترل میکرد. تمام فاکتور های درس آناتومی که استاد داده بود رو از صفر تا صد تکرار پیاده کردم.
حس خوبی بود؛ در ظاهر کار خاصی صورت نگرفت ولی من خیلی چیزا یادگرفتم. ای کاش بتونم خودمو زودتر جمع کنم. تمرین هام باید نظامی شه؛ سر وقت !