Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

یک ژورنال ساده

Nardis

Imperfect journey of a musician

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Art of Performance» ثبت شده است

فردا آخرین کلاس سال 1402 رو داریم؛ با هنرجو های مشتاقِ آموزشگاه (کلاسای خودم که فقط عید ژانویه تعطیله ")) این هفته درگیر اون هنرجوی سرتق بودم که چطور بتونم کمکش کنم. ضمن اینکه برای عید براشون یه قطعه ای تعیین کنم که بعد از تعطیلات بیارن و به صورت "اجرا" تحویل بدن. اما خب تو این هفته از «رشید بهبودُف» گرفته تا موسیقیِ متن "گربه های اشرافی" در حال گریز بودم که به این نتیجه رسیدم از کارای در دسترسشون، بهشون تمرینِ اجرا بدم. از مبتدی های از کتابِ «قرمز»، و اون چند نفر متوسط هم از نت ها یکی رو انتخاب میکنم و بهشون میدم. شاید اینطور بهتر باشه که دنبالِ چیزی خارج از این تمرین ها نباشن. هرچند که این تمرین ها هم ذره ای از دنیای بزرگ موسیقی هستند اما باز اینارو، با وسواس براشون جدا کردم و فکر میکنم تسلطشون و تحویل دادنش، بهشون کمک میکنه تا اینکه کارِ جدید بدم بهشون و از زیر اون قبلی ها فرار کنن. 

اوضاعِ تمرینات خودم خیلی از هم گسیخته شده ولی همچنان تداوم رو نگه داشتم. به سالِ مبارکه 1403 هم نزدیک و نزدیک تر میشیم. از برنامه های سالِ جدید نمی نویسم. اینجا البته. ولی دستاورد هاشو چرا، به موقع اش قید میکنم ولی برنامه ریزی روی کاغذ روی میز خودم انجام میگیرد و قرار نیست کسی تا آشکار شدن نتیجه اش، ازش خبردار بشه. ولی تصمیم های خوبی دارم. ضمن اینکه دیروز، چهارشنبه سوریِ کذایی، روزِ یادآوری مسائلی بود و روشن شد برام. که گاهی اوقات یک چیز اشتباه، اشتباهه. به قول کلاغ، کارِ من نیست. یا آدمِ من نیست... برای ول کرد. مال من نبودن. چه کارهایی که نباید میکردم و کردم، چه ارتباط هایی که به زور نگه میداشتم و باید خیلی زودتر و راحت تر فقط عبور میکردم و ورق میزدم. 

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۰۲ ، ۲۲:۵۳
میم. الف - Fa

این روزها، منو یاد دوران قدیم میندازه که تا خودِ سقفِ مسجد گوهرشاد انگیزه و شور و انرژی داشتم. این روزها، همونقدر دوباره جوان شدم. این روزها دوباره موسیقی گوش میکنم. این روزها از موسیقی که گوش میدم علاوه بر لذت و تحیر، چیز های جدیدی کشف میکنم. هنوز به اون سطح نرسیدم که با پارتیتور بسته موسیقی رو «درک» کنم؛ اما با گوش دادن بهش دارم اولین مراحل آشنایی رو میگذرونم. استاد میفرمایند که اگر مالر 2 "رستاخیز" رو بر فرض گوش میکنی، سه ثانیه قبل حداقل بدونی که قراره چه اتفاقی بیوفته. و این روز ها از دایره دنج و خوب موسیقی های عزیزم که سالها گوش میدادم و عاشقشون بودم (هنوزم هستم!!)، کمی فاصله گرفتم و قدم گذاشتم به شناخت "نشنیده" های زندگی. "شنیده نشده" های زندگی خودم. کاری های مجلسی برامس، بروکنر و مالر هم از ماه ها پیش سراغشون رفتم. سمفونی پنجم "سی-مبل ماژور" شوبرت. سمفونی های دورژاک و فرانک. خلاصه جدا از اینها تلاش میکنم بیشتر ارکستری گوش کنم. همینطور کُرال. و سونات های پیانویی که هیچوقت سمتشون نرفته بودم (برامس، سونات های اولیه شوبرت). 

و اگر روزهای قدیم «ریختر» مصوب عشق و انگیزه بیرونی برای تمرین بود (پادکستی میگفت که آدمای موفق رو دید و ازشون یادگرفت. درسته سالها مثل بت می پرستیدمش ولی الآن ریزه کاری های اجراش ... وای بر من با اون جزئیات دیوانه وار!!)؛ این روز ها «چلیبیداکه» تاثیر شگرفی گذاشته. با تکیه بر فلسفه هایی به جز صرفا طمطراق. نمیتونم توصیف کنم. ضمن اینکه اعتقاد راسخ به اجرای زنده (اینکه اکثر این آلبوم ها و فایل های صوتی بعد از مرگش منتشر شدن) و از توصیف میگفتم. توان توصیف رکوئیم موتزارت رو ندارم. چه کرده این بشر!! پرفکشن و فلسفه. به دور از هیاهوی رهبر های گذشته در تاریخ (برلین و کارایان؛ بوم و ارکستر وین...)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۰۲ ، ۲۱:۰۸
میم. الف - Fa