عارف قزوینی میگفت؛ زمانی بود که از هر صد هزار ایرانی، چندی انگشت شمار حتی معنی «وطن» رو نمیدونست. اسمش هم نشنیده بودند. و از پیشگامانِ این مسیر ناسیونالیستی، خود عارف جانِ قزوینی بود. بعد ها هم که جنبش های مختلف از پهلوی به بعد و مفهوم میهن پرستی شکل گرفت. ولی قبل از اون... «وطن» برای مردم تنها ده و روستایی بود که زاده شدن بودن درش. مرز و بوم آدمها نهایت به دیوارچین کاه گلی دورِ ده پدریشون میرسید.
درسِ تاریخ معاصر، سال دوم یا سوم دبیرستان، از سلسله قاجار به این سمت رو شرح میده. قبل از اون هم باز برخورد هایی داشتیم، حداقل در مکاتب درسی. من تاریخشناس خوبی نیستم پس اگر اینجا چیزی به اشتباه به خط اومد لطفا اصلاح بفرمائید؛
... که همواره از جایی که به یاد دارم، این کتاب ها پر از سرکوفت ها و ایراد گیری از این قاجاریون بودند. سفر های فرنگ و ولخرجی و حرمسرای معروف و الی آخر. ولی این روز ها به طور تصادفی مواجه شدم با یک قطعه موسیقی؛ که به طرز دهشتناکی منو محسور خودش کرد. اینترنت این قطعه رو «اولین سرود ملی ایران» معرفی کرده. و موزیکولوژ ها با این عبارت مخالف هستند ولی در هر صورت... داستان این قطعه هم شنیدنی است. خلاصه وار بگم که زمانی که مظفرالدین شاه ملاقات هایی داشتند با ملکه ها و پادشاهان ملت های دیگه، جای خالی یک موسیقی ورود و معارفه حس میشد. و به درخواست ناصرخان قاجار آموزگاران موسیقی از فرانسه به ایران اومدن. از اونها همه شون به دیار خود بازگشتن به جز "موسیو لومر". که دست بر قضا اولین ارکستر نظامی رو تشکیل داد، در مدرسه دارالفنون فنِ موسیقی رو تدریس میکرد. و این دوست فرانسوی ما، برای اولین بار قطعه ای ساخت که با ارکستر در مجالس شاه اجرا میشد؛ گه گاه هم با پیانو.
و این برای من جالب است؛ شاید واقعا قاجار سلسله بی کافیت بوده، در قیاس با بقیه دولتمردان همدوره خودش در اروپا بر فرض... اما این حسِ میهن پرستانه ... اونم زمانی که عارف قزوینی، ایرانی جماعت رو غریبه با کلمه «وطن» توصیف کرده است.
بشنوید... «سلام شاهی» ساخته موسیو لومر (کلیک)

Royale Salute