اگر کریشنامورتی نوشته که طریقه حقیقت، در پسِ وعده های دین یا کلمات قلمبه فلسفه نیست؛ اگر سقراط عقیده بر این داشت که آگاهی از درون نشات میگیره... برای من تیرِ خلاص اون طیوری بودند که تا نوک قله قاف رفتند تا سیمرغ رو پادشاه خود بخوانند ولی دریغ که یک حوضچه بود و آب پاک و شفاف که تصویر، تصویر خود سی مرغِ جویای سیمرغ.
... بیشتر از این توان نوشتن نیست.