هیـــــ؛ چ
يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۴۰۳، ۰۸:۱۱ ب.ظ
... دیروز که از قهوه فروشی همیشگی، یه بسته دونِ قهوه گرفتم، از پسر بچه ای که داشت تو کوچه بازی میکرد می شنیدم که همسایه ای داشته که 70 تا آپارتمان تو یه سوال عوض کرد. میگفتش مثل اینکه سر و صدا زیاد میکرده ولی با این حال خودش میرفته؛ یا از منظره پشت پنجره ناراضی بوده یا صبح ها آفتاب نداشته خونه. شایدم بخاطر اینکه تو سرسرای خونه، کاغذ دیواری ها قرینه نبودن. یه جعبه ای هم با خودش میبرده، خیلی بزرگ بوده. پیرمرد همسایه، گوشش سنگین بود. خرفت هم بود.
~
داستان تو هم داستان پیرمردیه که سالی چهل تا خونه عوض میکنه، خونه تکونی میکنه؛ اما در عوض چیزی خلق کرد که ماندگار شد.
۰۳/۰۱/۱۹
قهوه ت بگیر بابابزرگ سخت نگیر
کوچ باید کرد