سل-سل-سل-می(بمل)؛ دوازدهم مرداد، چهارصد و سه
جمعه, ۱۲ مرداد ۱۴۰۳، ۰۱:۵۳ ب.ظ
گذشت روز ها از دست من خارج شدن. چقدر زود تیر تمام شد و وارد مرداد شدیم. حتی چقدر زود خرداد تمام شد و وارد تیر شدیم... در هر صورت، شاید بخاطر روند جدید هست. چهارشنبه با نوازنده ها برای تکنوازی شون تمرین داشتیم. کنسرتو لا-مینور از آنتونیو ویوالدی، لیبرتانگو (برای فلوت، ویلن و پیانو) از پیاتزولا و شوبرت مومنت موزیکال شماره #3 برای ویلن و پیانو. حقیقتا به جز قطعه شوبرت بقیه رو دشیفر زدم. برای فردا، باید کنسرتو ویوالدی رو خوبِ خوب تمرین کنم چون تمرین انفرادی داریم؛ بدور حضور مسئول اجرامون (همون مدیر آموزشگاه ...) و چهارشنبه قبل از تمرین آنسامبل با نوازنده فلوت باید قطعه گریگ (رقصِ آنیترا) و لیبرتانگو و همچنین رقص مجار شماره #5 برامس رو تمرین کنیم.
بماند که پرلود از سوئیت انگلیسی شماره #2 (لا مینور) باخ رو هم دوشنبه باید اجرا کنم برای استاد گرانقدر. یک اجرای درست و حسابی. کتابی قبلا تهیه کرده بودم، به نام «مدیریت ترسِ صحنه» که مترجم این کتاب از شاگرد های قدیمی استاد سازم بودن. شاید بد نباشه مروری بهش کنم تا دوشنبه. وقتی که دکمه رکورد کافیه تا دست های من مثل بید وسط شب های طوفانی زمستان 1954 تو شیکاگو بلرزه.
۰۳/۰۵/۱۲